سرقفلی

سرقفلی حقی است معنوی که تاجر برای تقدم در اجارهٔ محل و ادامهٔ تجارت درمحل کار خود دارد.

جزء اموال غیرمنقول تبعی است.

مبنای این حق مالی بر این پایه استوار است که موسسات تجارتی بیش‌تر اوقات در ساختمان‌هایی ساخته می‌شوند که مالکیت آن‌ها متعلق به دیگران است و این ارزش را باید سوای ارزش مادی آن ملک و متعلق به کسی دانست که آن را به وجود آورده‌است.از سوی دیگر ادامهٔ فعالیت تاجر که آن را می‌توان به هر پیشه خدماتی یا حتی تولیدی نیز تسری داد تا حد زیادی مستلزم استقرار او در مکان اولیه است.

این حق به صاحب آن اجازه می‌دهد ثمرهٔ فعالیت خود را از مالک یا کسی که پس از او قصد اجاره محل را دارد دریافت کند و همچنین اختیار تام مالک برای بیرون کردن مستأجر را از بین می‌برد.

سرقفلی دو معنای حقوقی متفاوت دارد:

این عبارت می‌تواند به کالا یا اشتهار یک نام تجاری و شهرت عالی شرکتی اشاره داشته باشد که مزایای رقابتی مهمی را فراهم می‌کند.در این حالت یعنی مؤسسه دارایی‌های مهم ولی نامشهودی دارد که در ترازنامه گزارش داده نشده است.

در معنای دوم،مؤسسه ممکن است برای خرید سرقفلی‌ای که در طول سال‌ها به وسیلهٔ سازمان دیگری ایجاد شده است،مبلغی نقد بپردازد.تنها سرقفلی خریداری شده در بخش دارایی در ترازنامه گزارش می‌شود.

سرقفلی:

سرقفلی ممکن است شاخصی از تجارت باشد که شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا سود مازادی نسبت به بازده سرمایه‌گذاری به‌طور نرمال کسب نمایند.مازاد سود یعنی سود اضافی که بیشتر از سود معمولی باشد.

مفهوم سرقفلی یعنی آنچه که سبب می‌شود مشتریان بیشتری برای شرکت جلب گردد.

سرقفلی نقش یک دارایی را ایفا می‌کند و همانند یک دارایی شرکت،اثربخش عمل کرده و به‌ تدریج به‌دست می‌آید و غیرقابل رویت و نامحسوس است.

تفاوت “حق کسب و پیشه و سرقفلی” ازنظر حقوقی

۱- حق کسب و پیشه تدریجی الحصول است و بستگی به عمل مستاجر دارد.ولی،حق سرقفلی قطعی الحصول است و به محض پرداخت مبلغ یا مال از جانب مستاجر به موجر به وجود می آید.

۲مقدار حق سرقفلی مشخص است؛
ولی،میزان حق کسب و پیشه قابل محاسبه نیست.

۳حق سرقفلی قابل اسقاط است؛
ولی،اسقاط حق کسب و پیشه اسقاط ما لَم یَجِب است.هر چند،برخی می گویند: با انعقاد عقد،سبب ایجاد شده است و قابل اسقاط است.

۴حق سرقفلی قابل ضَمان است.یعنی با ارزیابی کارشناسی و تعیین ارزش آن، قابلیت ضَمان را دارا است.
در صورتی که،به طور رسمی به ثبت رسیده باشد؛
ولی،حقّ کسب و پیشه این قابلیّت را ندارد.

۵حق سرقفلی قابل توقیف است و از حقوق مالی است،و جزء اموال غیر منقولِ تبعی است و با تقدیم دادخواست تامین خواسته یا تقاضای توقیف،از طریق اجرائیات اداره ی ثبت اسناد و املاک قابل توقیف است؛
ولی،حقّ کسب و پیشه قابل توقیف نیست.

۶حق سرقفلی قابل واگذاری و انتقال به غیر است؛
ولی،حق کسب و پیشه قابل واگذاری به غیر نیست. مگر،در صورت درخواست تجویز انتقال منافع و صدور حکم  در این خصوص یا تفویض انتقال به غیر

در تعریف جامع، سرقفلی را چنین بیان کرده‌اند: سرقفلی ممکن است شاخصی از تجارت باشد که شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا سود مازادی نسبت به بازده سرمایه‌گذاری به‌طور نرمال کسب نمایند. مازاد سود یعنی سود اضافی که بیشتر از سود معمولی باشد. مفهوم سرقفلی یعنی آنچه که سبب می‌شود مشتریان بیشتری برای شرکت جلب گردد.
سرقفلی نقش یک دارایی را ایفا می‌کند و همانند یک دارایی شرکت، اثربخش عمل کرده و به‌تدریج به‌دست می‌آید و غیرقابل رویت و نامحسوس است.
بنابراین:

١) حقّ کسب و پیشه تدریجی الحصول است، و بستگی به عمل مستاجر دارد؛
ولی، حقّ سرقفلی قطعی الحصول است، و به محض پرداخت مبلغ یا مال از جانب مستاجر به موجر به وجود می آید.
٢) مقدار حقّ سرقفلی مشخّص است؛
ولی، میزان حقّ کسب و پیشه قابل محاسبه نیست.
٣) حقّ سرقفلی قابل اسقاط است؛
ولی، اسقاط حقّ کسب و پیشه اسقاط ما لَم یَجِب است. هر چند، برخی می گویند: با انعقاد عقد، سبب ایجاد شده است، و قابل اسقاط است.
۴) حقّ سرقفلی قابل ضَمان است. یعنی، با ارزیابی کارشناسی و تعیین ارزش آن، قابلیّت ضَمان را دارا است.
در صورتی که، به طور رسمی به ثبت رسیده باشد؛
ولی، حقّ کسب و پیشه این قابلیّت را ندارد.
۵) حقّ سرقفلی قابل توقیف است، و از حقوق مالی است، و جزء اموال غیر منقولِ تبعی است، و با تقدیم دادخواست تامین خواسته یا تقاضای توقیف، از طریق اجرائیّات اداره ی ثبت اسناد و املاک قابل توقیف است؛
ولی، حقّ کسب و پیشه قابل توقیف نیست.
۶) حقّ سرقفلی قابل واگذاری و انتقال به غیر است؛
ولی، حقّ کسب و پیشه قابل واگذاری به غیر نیست. مگر، در صورت درخواست تجویز انتقال منافع و صدور حکم  در این خصوص یا تفویض انتقال به غیر.